ميرزا علي خان ناصر الحكماء
24
حفظ صحت ( فارسى )
انساج برد و مجاور سلولهاى نسج بدن كند و در انجا انيدريد كربنيك و كسارهء محلولهء سلولها را جذب نمايد و به شكل هواى زفيرى و بول و عرق و ساير ترشّحات از بدن خارج كند براى آنكه تغذيهء عناصر تشريحيّه به حالت طبيعى باقى ماند بايد بتركيب خون كه واسطهء وصول و ايصالست چندان تغييرى عارض نشود چه اكر موادّى كه در حالت طبيعى در خون موجود است از حد تجاوز نمايد موجب تغيير تركيب عناصر انساج و بدين واسطه اسباب فساد عمل انها شود چنان كه در جلّيديه كه يكى از انساج بدنست اثر غلظت خون ( اعمّ از آنكه از نقصان اب بدن يا از افزايش املاح و مواد محلولهء ديكر خون باشد ) فساد عمل جليديّه را به خوبى محسوس مىنمايد براى اين تجربه در لولهء هضمى وزغى بحدّى نمك طعام يا قند وارد نمائيم كه جذب ان مورث غلظت شديد خون شود ان وقت به زودى مشاهده شود كه جليديّهء ان كدورت پيدا كند و چشمش بكلّى تار شود و اين نتيجه جفاف جليديّه است كه بوساطت غلظت خون قدرى اب خود را از دست داده و همينكه بوزغ ابى كه لازمهء تركيب طبيعى خونست خورانيده شود و خون به حالت طبيعى معاودت كند ابى كه از جليديّه كرفته بود ردّ نمايد و جليديّه به همان سرعتى كه كدر شده بود روشن كردد و به همين واسطه در عطش مفرط كه از بىآبى خون باعلا درجه غليظ مىشود تارى در چشم پديد ايد و اكر اين غلظت خون بوساطت مجاورت حرارت دائمى